X
تبلیغات
رایتل

روزهای کودکی

گبیل

عجب روزیه این فردا

قراره فردا مدرسه شروع شه و نق زدن های خیلی ها هم شروع میشه 

من که ناراحت نیستم و تازه خیلی هم کنجکاوم که امسال رشته ای رو که انتخاب کردم چطوره

حالا گذشته از مدرسه و درس و رشته دلم برای خوابیدن های تا ساعت دو بعدازظهر تنگ میشه دلم برای شب زنده داریا تنگ میشه(چد بد)

ازخودم می پرسم اگه من برم مدرسه کیه که بشینه و فیلم های کره ای رو ببینه دیگه فیلم های کانال های تلوزیون پخش میکنه کم میارم و میرم سی دی می گیرم تا صبح می شینم نگاه می کنم

تازه اینجا کیه که دیگه تو خونه اذیت کنه و صدای همه رو در بیاره بعدشم ریلکس و آروم  بچکه(سیاست)

وای انگار مدرسه تمام برنامه هایی که تو این چند مدت بهش عادت کرده بودم رو داره بهم می زنه(ای وای)

چندروز پیش برای کامل کردن پرونده رفته بودم مدرسه بهم گفتن تلفن همراه داری؟

گفتم نه هر کاری میکنم بابام برام نمی گیره گفت بهتر کسایی هم که دارن نمیزاریم بیارن مدرسه

بهش گفتم آخی،تو دلم گفتم پنج ساله که گوشی میارم و موقع گرفتن تلفنا تو پلاستیک میزارم و میزارم سطل زباله(عجب عقلی)

عجب انگار حرفا تموم بشو نیستنا من چند مدت یه بار میام تعدادی حرفا رو اینجا میزنم تعدادی هر روز با افراد تو خونه می زنم بازم تموم بشو نیستن(جلل خالق)

باید برم کتابامو آماده کنم قراره برم مدرسه.

فردا باید اشنا بشیم با محیط جدید با آدمای جدید و با فضولی های جدید 

دعا یادتون نره برا اینکه فضولی ها یادم بیاد(هه هه)