X
تبلیغات
رایتل

روزهای کودکی

گبیل

میگن نباید آرزو تو به کسی بگی امامن می خوام بگم ،چون قرار نیست به آرزوم برسم.

از دوران کودکی همیشه این کار رو دوست داشتم و همیشه برا همه می گفتم،من عاشق این بودم که پلیس باشم .

یادم میاد تو دبستان یه کارتی بهمون میدادن و می گفتن همیار پلیس هرکسی سرعت گرفت ،کار بدی انجام دادبهشون تذکر بدید و نزارید انجام بدن منم عشق پلیسی بودم و تذکر میدادم اما بهم میخندیدن.

بزرگ تر که شدم بازم از این کار خوشم می اومد و اصلا نظرم تغییرنکرد اینقدر خوشم می اومد که بارها از پلیس ها می پرسیدم که درمورد کارشون بهم بگن،اما همشون میگفتن هیچ وقت پلیس نشو چون هم جونت در خطره هم آسایش نداری .

اما من اصلا حتی یه ذره هم دوست داشتنم به این کار کم نمی شد.

تااینکه شنیدم برا این کار باید چشات صفر باشه و هیچ بیماری نداشته باشی یه کم ناامید شده بودم اما بازم یه امید کوچولو برام مونده بود .

تااینکه پیش یه خانم پلیس رفتم و کامل ازش سوال کردم اما متاسفانه اونم همین حرف رو تائید کرد  که آره مشکل چشمته .

خیلی ناراحت شده بودم و اصلا چاره ای نداشتم ،هیچ وقت از اینکه چشام ضعیف بود ناراحت نبودم اما حالا که نمی تونستم به آرزوم برسم ناراحت بودم از خیر پلیس بودن گذشتم اما همیشه دوستش دارم.

خدا کنه شما به آرزو تون برسید و چشاتون ضعیف نباشه.